جشن تولد
سلام عشقم. بالاخره با سه ماه تاخیر به دلایل مختلف چهارشنبه ی هفته ی قبل تولدتو گرفتیم انشالله هزار ساله بشی عزیزم. انقد این تولد روت تاثیر گذاشته که نگو.هنوز که هنوزه دست می زنی و می گی برات شعر تولدت مبارک بخونم .خودتم به تولد می گی : تدوو در مورد مراسم باید بگم حدود چهارده پونزده تا مهمون داشتیم.برای عصرونه هم ساندویچ الویه داشتیم همراه نوشابه.بعلاوه ی کیک میوه و چای.البته یادم رفت ازشون عکس بندازم.شرمنده تزیینات رو هم خودم درست کردم.شبا (منظور سه چهار شب)بعد اینکه می خوابیدی. حالا نوبت عکساس.فکر کردم برای خاطره هم که شده بهتره چن تا از عکس از لباسهای نوزادیت بزارم.ببین چقد کوچیک بودی که این لباسهای فسقلی و م...
نویسنده :
hasti
1:17










